X
تبلیغات
عمومی - طلاق در قانون مدنی وقرآن

روش طلاق در اسلام  

طلاق به همان روش مرسوم از پيامبر صلى الله عليه و آله صحيح است كه خداوند در قرآن كريم بيان نموده و به غير آن جايز نيست و هر نوع طلاقى كه مخالف قرآن باشد طلاق نخواهد بود. چنانچه هر نوع ازدواجى بر خلاف قرآن ازدواج نيست و نمى‏توان بيش از چهار زن آزاد گرفت قرآن بطور شفاف درباره روش برخورد بازنان سخن گفته است که یاآنان را بخوبی نگه دارید ویا به نیکویی رهایشان سازید « فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْريحٌ بِإِحْسانٍ »(بقره 229)

در اینجا بخشی از قانون مدنی آورده می شود ویک تطبیقی  با آیات قرآن کریم که راجع به طلاق نازل شده  صورت  می گیرد

 ارجاع زن وشوهرقبل از طلاق  به حکم

 برای پیشگیری از وقوع طلاق قرآن موضوع را به حکمین  ارجاع می دهد تا بلکه بتواند کانون خانواده را حفظ نماید  واز وقوع طلاق جلوگیری کند  آیه 35 سوره  النساء  دال براین مورد است « وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً  »

چند نکته دراین آیه شریفه نهفته است یکی تحقق امر شقاق بین زوجین می باشد 2- حکم هم از طرف خانواده مرد وهم از طرف خانواده زن می باشد 3- در صورتی حکم انتخاب می شوند که طرفین قصد اصلاح وسازش داشته باشند

مسئله حکم از دیده قانون گذارنیزمغفول نمانده وای بسا که با همین اجرای مفاده آیه مذکور از فروپاشی خانواده های بسیار جلوگیری شده  

ماده 2 آئین نامه اجرایی تبصره یک ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 2/12/1371 بیان می دارد : پس از صدور قرار ارجاع امر به داوری هریک از زوجین مکلفند ظرف 20روز از تاریخ ابلاغ یک نفر از اقارب خودرا که واجد شرایط مقرردراین آئین نامه هستند به عنوان داور به دادگاه معرفی نمایند

وماده 3 همان آئین نامه  اشاره دارد در صورتی که دربین اقارب فرد واجد شرایط نبوده یا دسترسی به آنان مقدورنباشد ویا اقارب از پذیرش داوری استنکاف نمایند ،هریک از زوجین می تواند داورخودراازبین افراد دیگر که واجد صلاحیت هستند ،تعیین ومعرفی نماید ودر صورت امتناع ویا عدم توانایی در معرفی داور ،دادگاه راسا ازبین افراد واجد شرایط ،مبا درت به تعیین داور یا داوران خواهد کرد

وماده 4 همان آئین نامه می گوید:  داوران منتخب ویا منصوب باید واجد شرایط ذیل باشند:

1-    مسلمان  

2-    آشنایی نسبی به مسائل شرعی ، خانوادگی واجتماعی .

3-    حداقل چهل سال تمام

4-    متاهل

5-    معتمد

6-    عدم اشتهار به فسق وفساد

از مطالب فوق برداشت می شود که هم شارع مقدس اسلام وهم قانونگذارقوانین مملکتی به تاسی از شرع انور  در صدد جلوگیری از وقوع امر طلاق اند وبه نوعی سعی دارند که زوجین را صلح وآشتی دهند   

 اقسام طلاق

(ماده 1143 ) طلاق بردونوع است بائن ورجعی

(ماده 1144) در طلاق بائن برای شوهرحق رجوع نیست

(ماده 1145)درموارد ذیل طلاق بائن است :

1- طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود ،

2- طلاق یائسه

3- طلاق خلع ومبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد،

 

4- سومین طلاق که بعداز سه وصلت متوالی به عمل آید اعم ازاینکه وصلت درنتیجه رجوع باشد یادرنتیجه نکاح جدید

 

[بند «1 »ماده 1145   منطبق بر آیات ذیل است البته باید توجه داشته که در آیات ذیل  به مسائل گوناگونی اشاره می شود همجون واجد شدن  نصف مهریه  بعداز وقوع طلاق قبل از نکاح زن واینگونه زنان که مباشرتی با شوهر خود برقرار نکرده اند عده  ندارند که آیه 49 احزاب به صراحت بدان اشاره می کند

البقرة :  236

« لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَريضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنينَ»

  البقرة :  237

« وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَريضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلاَّ أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ »

  الأحزاب :  49 

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَميلاً » ]

[ بند «2 »ماده 1145  منطبق بر آیه 4 سوره   الطلاق  می باشد در اینجا عده چنین زنان مطلقه را سه تعین کرده است « وَ اللاَّئي‏ يَئِسْنَ مِنَ الْمَحيضِ مِنْ نِسائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ » ]

  [ بند «3 »ماده 1145 منطبق بر آیه 229 سوره بقره  می باشد که فقط اشاره به طلاق خلع دارد   

« الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْريحٌ بِإِحْسانٍ وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلاَّ أَنْ يَخافا أَلاَّ يُقيما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ »]

[ بند «4  »ماده 1145    منطبق برآیه 230 سوره بقره می باشد که در فوق آوردشد 

 «  فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقيما حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُها لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»]

 

طلاق خلع چیست ؟  قانون مدنی  طلاق خلع را این طوربیان کرده :

ماده  1146 « طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که ازشوهرخوددارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرداعم ازاینکه مال مزبور عین مهریا معادل آن ویا بیشترویا کمتر ازمهر باشد »

 این قسمت از آیه مبارک اشاره به این مطلب دارد فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فيمَا افْتَدَتْ بِهِ

طلاق مبارت چیست :ماده 1147 » طلاق مبارات آن است که کراهت ازطرفین باشدولی در این صورت باید عوض زائد بر میزان مهر نباشد

فرق طلاق خلع ومبارت در چیست ؟  1- در طلاق خلع این زن است که از شوی خودنفرت وکراهت  دارد ولی در طلاق مبارات نفرت وکراهت از طرفین (اززن وشوهر ) نسبت به هم دیگر است

2- در طلاق خلع در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرداعم ازاینکه مال مزبور عین مهریا معادل آن ویا بیشترویا کمتر ازمهر باشد ولی در طلاق مبارات باید عوض زائد بر میزان مهر نباشد 

یک سوال

 اگر در مورد طلاق خلع يا مباراة زن رجوع به بذل كرده و براى مرد رجوع ممكن باشد باين كه خواهر آن زن را نگرفته و مانع ديگرى هم براى رجوع نداشته باشد آيا حكم توارث جارى است يا نه؟ مسأله خالى از اشكال نيست. و منشأ اشكال اين است كه از يك طرف بينونتى كه قبلا حاصل شده مادامى كه خلاف آن محقق نگرديده مستصحب است. و از طرف ديگر بواسطه رجوع زن ببذل طلاق بائن منقلب برجعى شده. پس احكام رجعى كه از آن جمله توارث است بر آن مترتب ميشود. و همين اشكال در مورد طلاق رجعى كه بالعرض از جهت اسقاط حق رجوع يا از جهت ديگرى بائن شده باشد نيز جارى است.[  فرهنگ معارف اسلامى    ج‏1    147    ارث زوج و زوجه .....  ص : 147]

 واما قسم دیگر طلاق طلاق رجعی است

طلاق رجعی چیست ؟ ماده 1148 قانون مدنی : « در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است .»

 این ماده منطبق است برآیه 228 سوره بقره  : «  وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوء....... وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ في‏ ذلِكَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحا » این آیه نوع طلاق  رجعی را بیان می کند که مرد در زمانی که همسرش را طلاق داده می تواند در ایام عده به زن رجوع کند منتهی آیه 229سوره بقره  این رجوع را دومرتبه  دانسته وبیان می دارد « الطَّلاقُ مَرَّتانِ» یعنی رجوع به زن مطلقه در ایام عده توسط شوهرش فقط دوبار جایز است واگر برای بار سوم زنش را طلاق داد برطبق آیه 230 سوره بقره مرد دیگر حق رجوع ندارد مگر اینکه آن زن مطلقه به نکاح شوهر دوم « محلل  » درآید وآن  شوهر دوم  با زن باید نکاح کندواگر زن را طلاق دهد شوهر اول این زن می تواند با او ازدواج کند «  فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقيما حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُها لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» (در پرانتز عرض شود که علامه طباطبایی این آیه را یکی از زیبایی های قرآن از نظر بلاغی دانسته چون در این آیه 14 ضمیر بکار رفته که مرجعه ضمیر هرکدام مشخص است )

 

 

 

نویسند ابراهیم کوشکی کارمند اداره اوقاف وامورخیریه داورزن

+ نوشته شده توسط ُُابراهیم در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 و ساعت 4:19 |